خرید بک لینک
........ زیر باران, نازِ چشمانت برای دلربایی بهتر است با شِکر خندِ لبت لب می گشایی بهتر است دل به دستت داده ام دیگر چه میخواهی گلم نزد این آواره ی تنها بیایی بهتر است زندگی زندان درد و من اسیرآن شدم

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 2:27

هر مصیبت بهر دانا امتحانی دیگر است* از خدایم هر چه آید لایقان را بهتر است ذَرَتُ المثقالَتُن شَرَن یَره دانی که چیست؟ آن حسابِ خوب و بد در روز تلخِ محشراست من مَلک بودم ندانستم چه آمد بر سرم هر چه باش

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 2:27


میخانه نخواهم رفت ،از مِی دل آزارم

از عشق تو مینوشم تازنده و هُشیارم


بیگانه شدی با من ای عاشق شیدایی

دستی به جگر دارم افتاده و بیمارم


دیدی چه غم انگیز است حال دل مجنونت

این لحظه ی آخر را من طالب دیدارم

شاید که نبینی تو فردای دگر ما را

امشب قدمی بگذار بر حالِ دلِ زارم


بیماری و مهجوری دور از تو چنانم کرد*

در عشق چُنان منصور آویزه به آن دارم


#ادریس_حیدری...شش جوانی

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 2:27

بمناسبت هفته بسیج, ...... بسیج -بسیجی شیرِ مردان نبرد استبسیجی با ولایت هم کمند استبسیجی با ولایت بسته پیمانبسیجی حافظ خون شهیدانبسیجی ها گلِ ایام هستندزِهر قشری زعام و خاص هستندبسیجی بنده پاکِ الهی اس

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 2:27

دل و دلدار,..... چه دنیای غم انگیزی اسیرم بردل و دلدار چگونه من جدا گَردم از آن چشمانِ مستت،یار؟! من از جور و جفای تو شدم آواره و تنها گناهت را نمی بخشم که میخواهم تو رابسیار تو با آن دلبری هایت دل

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 2:27

....... فکر دگر داری, سراغم را نمیگیری نمیدانم خبرداری؟* تومیدانی که میدانم به هر سو یک نظر داری شکستی عهد و پیمانت نمی بخشم توراهرگز به هر کس میرسی دیگر چرا میل سفر داری گذشتم از تو و آن خاطراتِ خوب

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 2:27

..... مبتلای, من باش به جناب عشق گفتم تو بیا دوای ما باش نظری به حال ما کن گل این سرای ما باش به جناب عشق گفتم تو چه کرده ایی به جانمشبِ انتظار آمد تو بیا برای ما باش به دلم جفا نمودی چه بگویم از ت

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 2:27

....... ناله, بی چون و چرا دیوانه و مجنون و گرفتار و گدا من از خلق جهان بی کس و تنها و جدا من یارب تو بگو من چه گنه کردم از این جمع؟باید بزنم ناله یِ بی چون و چرا من با جور و جفا ساخته ام طالع چُنین

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 2:27

......بوی قحطی, میرسد, روزگار از روزِ قبل هرروز بدتر میشود حالِ این بیچارگان دائم مکدر میشود بویِ قحطی می رسد باور کنم یا بگذرم گفت واعظ صبربنما وضع بهتر میشود سفره ام خالی و بچه ها نگاهم میکند از خجالت

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: دوشنبه 26 آذر 1397 ساعت: 2:27

صفحه بندی